الملا فتح الله الكاشاني
6
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مىفرمايد كه * ( أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا ) * آيا پس نمينگرند منكران بعث و حشر * ( إِلَى السَّماءِ ) * بسوى آسمان كه واقع شده * ( فَوْقَهُمْ ) * بر بالاى سر ايشان بمحض قدرت * ( كَيْفَ بَنَيْناها ) * چگونه بنا كردهايم و آن را بر داشته طبقه بر بالاى طبقه * ( وَزَيَّنَّاها ) * و بياراستهايم آن را بكواكب ثابته و ستاره هاى سياره * ( وَما لَها ) * و نيست مر آن را * ( مِنْ فُرُوجٍ ) * هيچ فرجها و شكافها آفريدن چيزى بدين عظمت و رفعة باحسن ترتيب و انتظام و تلاصق طباق بدون فرجهء و رخنه و خللى و عيبى دليلى واضح و برهانى ساطع است بر كمال قدرت و نهايت علم و حكمة ما پس بلا شبهه بر بعث قادر باشيم و تكذيب كفار محض عناد و فرط انكار باشد و از كسايى منقولست كه مراد از عدم فروج عدم تفاوت و اختلاف است يعنى همه آسمانها بر طرز و طبق يكديگر مخلوق شدهاند و اصلا در ايشان اختلافى و تفاوتى نيست و ذكر فوقيت بجهة آنست كه تا ايشان به آسمان نگرند و نيك مشاهدهء آن كنند و بعد از آن در آن تفكر نمايند و نيز بجهة الزام حجة بر ايشان ميفرمايد كه * ( وَالأَرْضَ مَدَدْناها ) * و زمين را باز كشيديم و گسترانيديم بر روى آب * ( وَأَلْقَيْنا فِيها ) * و افكنديم در وى * ( رَواسِيَ وَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ ) * كوه هاى استوار بلند مقدار تا بسبب ثقالت آن زمين بر حال خود قرار گيرد و منقلب نشود مانند سفينه مشحون از اثقال كه بر روى آب قرار مىگيرد و رويانيديم در زمين از هر صنف نبات * ( بَهِيجٍ ) * كه نيكو و آراسته و بهجة افزا است يعنى بجهة كثرت حسن و زينت موجب ابتهاج و مسرت ناظر است مانند اظهار لطيفه و اشجار خضره و نباتات ناضره و اينها را آفريده و پيدا كرده * ( تَبْصِرَةً ) * بجهة بينايى براى نظر كردن در آن بديده اعتبار و نگريستن بر وجه استدلال * ( وَذِكْرى ) * و براى ياد كردن و پند دادن * ( لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ ) * مر هر بنده كه باز گردنده به خدا و تفكر نموده در بدايع صنع اوست خلاصهء كلام اينست كه ما خلق اين اشيا نموديم تا بندگان بسبب نظر كردن و تفكر نمودن در آن بينا شوند و متذكر گردند بكمال علم و قدرت ما و معترف و شوند ببعث و نشور * ( وَنَزَّلْنا ) * و فرو فرستاديم * ( مِنَ السَّماءِ ) * از جانب آسمان يا از ابر * ( ماءً مُبارَكاً ) * آبى با بركت و بسيار منفعت * ( فَأَنْبَتْنا ) * پس برويانيديم * ( بِه ) * به آن آب * ( جَنَّاتٍ ) * بوستانهاى مشتمل بر اشجار انبوه و اثمار با شكوه * ( وَحَبَّ الْحَصِيدِ ) * و دانه هاى نباتى كه از شان آن آنست كه محصود و درو كرده شود در وقت رسيدن چون جو و گندم و برنج و ارزن و مانند آن * ( وَالنَّخْلَ ) * و رسته گردانيديم بباران درختان خرما را * ( باسِقاتٍ ) * در حالتى كه بلنداند و كشيده بالا يا بار بردارنده * ( لَها ) * كه مر آن درختان راست * ( طَلْعٌ نَضِيدٌ ) * غلاف خرما